قهرمان ميرزا عين السلطنه
403
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شده است . چيزى كه از همدان مىبريم چند قسم صندلى تازه است و بسيار خوب صندليهائى هستند . يك جورش تكان مىخورد اسمش به انگليسى « راكينكچر » « 1 » است . جور ديگرش « ايزىچر » « 2 » ( صندلى راحت ) است . بلند و كوتاه مىشود . خيلى راحت است . مىشود خوابيد رويش . يك جور هم صندلى كوچك سفرى است ، آن هم تا مىشود . اين سه قسم جهت حملونقل خيلى آسان است . سفرى هستند و خيلى قشنگ و تازگى دارد . نمونه از خانمهاى ينگىدنيائى گرفته ساختيم . الان دو ساعت و نيم از شب رفته است منزل خودمان هستيم . تمام اوقات مصروف رفتن است . ديگر چه بنويسم . . . « * » شنبه 6 ربيع الاول - صبح بيدار شده كارها باز قدرى مغشوش شده بود ، آدم گذاشته تا فيصل بدهند . ساعد السلطنه آمد وعده گرفت كه فردا شب لتكا به عمارت ايشان برويم . از آنجا برويم كوريجان ده خود حضرت و الا . راه افتادن از جائى به جائى خيلى سخت است . امروز تا بعد از ظهر مرافعهء ميرزا حسين و ميرزا غلامرضاى وزير را در سر اصناف محوله به ميرزا حسين را داشتيم . با تمام نوكرها غرض دارد . طورى آخر ساكتشان كردم . عصر حمام رفتم . آب كمى داشت . خيلى كثيف حمامى است . تمام كارها منظم و اسباب حركت موجود شد . انشاء الله صبح راه خواهيم افتاد . الان دو ساعت و نيم از شب گذشته است . اسبابهاى منزل خودمان بسته شده است . اين خانه استراحت خواهيم كرد . تولوى خان نشسته و مهرههاى تخته را مىچيند . . . « * » شب آخر است . شب وداع . فساد آمد . . . « * » خيلى خسته شدهام . كارى هم ندارم . تولوى خان رفت بيرون . رختخواب افتاده است حاضر خواب هستم . . . « * » استغفر الله ربى و اتوب اليه . خداوند بگذرد از تقصير ما . در اين شش هفت ماه گناه و معصيت زياد شد . خداوند رحيم است . استغفر الله استغفر الله . آب يخ هم فساد آورد بايد خوابيد . هوا صاف و كمى سرد است . آجودان حضور قاجار ، همدان 1309 - 1891 ميلادى . حركت به سوى طهران يكشنبه هفتم شهر ربيع الاول - صبح بسياربسيار زود از خواب بيدار شدم . شوق سفر خواب را فراموش نموده يك ساعت قبل از اذان بلند شدم . نماز صحيحى به جاى آورده شد . خيلى سرد بود . آتش در كمال خوبى مىچسبيد . ترسيدم مردم و نوكرها ملامت كنند و الا روشن مىكردم . نوكرها كمكم از گوشه و كنار قرقركنان و لندلندزنان پيدا شدند . تمام مىگويند گرفتار و آلوده هستيم ، ديگرى را در عوض ما ببريد و حضرت و الا آن اشخاصى كه لازم داشته و دارند و كمتر آلودگى دارند مرقوم فرموده ببرم . هرچه جويا مىشوم آخر چه گرفتارى داريد بگوئيد چيزهاى بىمعنى و حرفهاى مفت جواب مىدهند . بعضيها را با تملق ، برخيها را به فحش و تشر ، و جمعى را با پول طورى راضى كردم مشغول كار شدند .
--> ( 1 ) - racking chair ( 2 ) - easy chair ( * ) نقطهچين در اصل است .